25 May 2010

List of prisoners arrested in the month of Ordibehesht 1389

List of prisoners arrested between 21 April and 21 May 2010.

Source: HRANA (Human Rights Activists News Agency)


1   محمد تقی فلاحی - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
2    ایرج جوادی- نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
3    فرقانی - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
4    محمدی - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
5    رئیس زاده - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
6    خانم باد پر - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
7    زینال زاده - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت:  12 ارديبهشت 89
8    سوری - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
9    شیورانی - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
10  ایمان زاده - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
11  منتجبی - نوع فعالیت: معلم - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
12  خسروی - نوع فعالیت: سردبیر سایت هم میهن نیوز - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
13  مریم عباسی نژاد - نوع فعالیت: دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی - تاریخ بازداشت: 12 ارديبهشت 89
14  حسین رئیسیان - نوع فعالیت: استاد دانشگاه بین المللی امام خمینی - تاریخ بازداشت: 13 اردبیهشت 89
15  حسين محمدي الوار - نوع فعالیت: فعال مدنی آذربایجانی - تاریخ بازداشت: 14 اردبیهشت 89
16  مجید اسلامی - نوع فعالیت: بهایی-  تاریخ بازداشت: 9 اردیبهشت 89
17  وحید طلایی - نوع فعالیت: عضو کمیته پیگیری حقوقی میرحسین موسوی - تاریخ بازداشت:14 اردیبهشت 89
18  سیمین گرجی - نوع فعالیت: بهایی-  تاریخ بازداشت: 15 اردیبهشت 89
19  پیمان نودینیان- نوع فعالیت: اعضای انجمن صنفی معلمان کردستان- تاریخ بازداشت: 19 اردبیهشت 89
20  ملکی - نوع فعالیت: اعضای انجمن صنفی معلمان کردستان - تاریخ بازداشت: 19 اردبیهشت 89
21  زارع - نوع فعالیت: اعضای انجمن صنفی معلمان کردستان - تاریخ بازداشت: 19 اردبیهشت 89
22  زندی نیا - نوع فعالیت: اعضای انجمن صنفی معلمان کردستان - تاریخ بازداشت: 19 اردبیهشت 89
23  آرام ویسی - نوع فعالیت: فعال دانشجویی - تاریخ بازداشت:  23 اردبیهشت 89
24  فواد  مرادی - نوع فعالیت: فعال دانشجویی - تاریخ بازداشت:  23 اردبیهشت 89
25  توفیق  پرتوی - نوع فعالیت: فعال دانشجویی - تاریخ بازداشت: 23 اردبیهشت 89
26  دانا لنجاوایی - نوع فعالیت:  فعال دانشجویی - تاریخ بازداشت: 23 اردبیهشت 89
27  سامان زندی - نوع فعالیت: فعال دانشجویی - تاریخ بازداشت:  23 اردبیهشت 89
28  علیرضا شیرازی - نوع فعالیت: مدیر سرویس وبلاگ بلاگفا- تاریخ بازداشت:    23 اردبیهشت 89
29  علیرضا حسین زاده - نوع فعالیت: فعال مدنی آذربایجان  - تاریخ بازداشت: 21 اردیبهشت 89
30  رضا  عبدی - نوع فعالیت:  فعال مدنی آذربایجانی - تاریخ بازداشت: 21 اردیبهشت 89
31  علی نجفی-  تاریخ بازداشت: 4 اردبیهشت 89
32  محمد خانی- تاریخ بازداشت: 4 اردبیهشت 89
33  سعید جهان آرا - تاریخ بازداشت: 4 اردبیهشت 89
34  علی رضا هاشمی - نوع فعالیت: دبیر کل سازمان معلمان ایران - تاریخ بازداشت: 8 اردیبهشت 89
35  توفيق مرتضي پور - نوع فعالیت: اعضای کانون صنفی معلمان در تبریز - تاریخ بازداشت: 8 ارديبهشت 89
36  علی اکبر باغانی - تاریخ بازداشت: 8 اردی بهشت 89
37  محمد بهشتی لنگرودی  - تاریخ بازداشت: 8 اردی بهشت 89
38  مسعود حیدری - نوع فعالیت: مدیرعامل سابق خبرگزاری ایلنا - تاریخ بازداشت: 26 اردیبهشت 89
39  محسن آرمین - نوع فعالیت: سخنگو و عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی- تاریخ بازداشت: 26 اردیبهشت 89
40  متین فتاحیان - نوع فعالیت: شهروند کرد - تاریخ بازداشت: 22 اردبیهشت 89
41  حاج احمد  یزدانفر - نوع فعالیت: محافظ ارشد میر حسین موسوی - تاریخ بازداشت: 27 اردیبهشت 89
42  بهمن خدادادی - نوع فعالیت: دانشجوی طیف چپ اصفهان - تاریخ بازداشت: 18 اردیبهشت 89
43  مصطفی  جمشیدی - نوع فعالیت: روزنامه نگار آذربایجانی - تاریخ بازداشت: 28 اردیبهشت 89
44  رامین جباری - نوع فعالیت: روزنامه نگار آذربایجانی - تاریخ بازداشت: 27 اردیبهشت 89
45  حافظ  سردارپور  - نوع فعالیت: فعال فرهنگی آذربایجانی - تاریخ بازداشت: 27 اردیبهشت 89
46  مهناز  کریمی  - نوع فعالیت: شاعر آذربایجانی - تاریخ بازداشت: 28 اردیبهشت 89
47  نادر  عزیزی - نوع فعالیت: فعال فرهنگی آذربایجانی - تاریخ بازداشت: 27 اردیبهشت 89
48  مهدی  زینالی - نوع فعالیت: فعال فرهنگی آذربایجانی - تاریخ بازداشت: 28 اردیبهشت 89
49  زهرا شمس - نوع فعالیت: دانشجوی رشته ی حقوق دانشگاه فردوسی مشهد - تاریخ بازداشت: 16 اردیبهشت 89
50  مصطفی شعار - نوع فعالیت: استاد و مفسر قرآن - تاریخ بازداشت:  اردیبهشت 89
51  وحيد اسماعيل زادگان - نوع فعالیت: شهروند بهايي - تاریخ بازداشت: 11 اردیبهشت 88
52  محمد  فرجیان - نوع فعالیت: فعال مدنی آذربایجانی و معلم - تاریخ بازداشت:  29 اردیبهشت 89
53  اجلال قوامی - نوع فعالیت: سخنگوی سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان - تاریخ بازداشت: 23 اردبیهشت 89
54  آیدین خواجه ای - نوع فعالیت:  فعال دانشجویی - تاریخ بازداشت: 29 اردیبهشت 89
55  اسماعیل عبدی - نوع فعالیت: اعضای کانون صنفی معلمان - تاریخ بازداشت: 29 اردیبهشت 89


24 May 2010

Shiraz Green Plan for 22 Khordad


اعلام برنامه 22 خرداد در شیراز ... فوری منتشر کنید

نفرین بر روحانیتی که لباس ایمان و بندگی خدا بر تن میکند و در رکاب اهریمن و ضحاک قدم می گذارد.

هموطن آگاه و آماده باش که امتحانی عظیم در پیش روست . چشم شهدا و نیاکانمان به ما دوخته شده است ، نظاره میکنند که ما در این امتحان بزرگ در کدام لشگر هستیم. در لشکر کاوه آهنگر یا لشکر ضحاک ماردوش در لشکر سبز حسین یا لشکر خون خواه و ستمگر بنی عباس که جامه ولایت و خلافت بر تن کرده و خود را وارث علی میداند اما روز عاشورا خون مردمان میریزد و به آنان تهمت حرمت شکنی می زند.بی گناهان را اعدام و زورگویان را پاداش می دهد. 

22 خرداد نزدیک است و ما به خرداد پر حادثه عادت داریم. کودتای خونینی که رخ داد و رای میلیونها نفر به سخره گرفته شد جان صدها تن از هموطنانمان را گرفت.به هزاران تن آسیب رساند.هموطنانمان را در زندان شکنجه کردند، به دختر و پسر تجاوز کردند. کودتایی که آبروی اسلام را در خطر انداخت و هویت حکومت را افشا کرد. در مساجد که روزگاری خانه و پناهگاه مظلومان بود فرزندان این مرز و بوم شکنجه شدند،تهدید به تجاوز شدند و رسانه ی به اصطلاح ملی اینها را دروغ خواند ، چشم بر روی حقیقت و وجدان بست و تن به خودفروشی داد.

عقل را به حاشیه راندند و از احساسات پاک عده ای سو استفده کردند، باتوم و اسلحه بدستشان دادند تا مارا سرکوب کنند، ما را محارب خواندند. بلی ما محاربیم، محارب با شیطان!

خانواده باکری را تهدید کردند پسر بهشتی را زندانی کردند همسر شهید همت را کتک زدند.به چه جرمی؟ به جرم سبز بودن!به جرم در پیش گرفتن راه قهرمانان این مرز بوم قهرمانانی که با دست خالی در برابر دنیا ایستادند و نگذاشتند وجبی از این خاک از دست برود. اما اینان خزر را فروختند.چنان بی لیاقت بودند که کشورهای عرب همسایه به خود اجازه دادند که از نام جعلی خلیج ع**ر**ب استفاده کنند.ابوموسی و تنب کوچک و بزرگ را معامله کردند.نفتی که قرار بود بر سر سفره من و تو بیاید را غارت کردند، چوب حراج به کشور زدند.کشاورزی را نابود کردند کارگران را بی کار کردند دانشجویان واساتیدشان را زندانی کردند و هرکس که اعتراضی کرد را به زندان انداخته و یا اخراج و اعدام کردند.

با اینهمه در چشمانمان نگاه میکنند و از آزادی کامل و رفاه اقتصادی میگویند. از برابری قومیت ها میگویند. اما ترک را به جرم ترک بودن و کرد را به جرم کرد بودن اعدام میکنند.گرانی را گردن بیگانه میاندازند و یا انکار میکنند. روزنامه ها را میبندند و از آزادی بیان نزدیک به مطلق سخن میگویند.نه تنها حق اعتراض را طبق اصل 27 قانون اساسی از ما می گیرند بلکه به خاطر اعتراض و تجمع مسالمت آمیز جوانانمان را مجازات هم می کنند. هموطن بیدارشو!

سپاه پاسدارانی که روزگاری جهان آرا ها در آن بودند را به سپاه دزدان و غارت گران تبدیل کردند.بسیج مستضعفان را به بسیج اوباش و مزدوران و نیروی سرکوبگر مخالفان تبدیل کردند.

اما با ندای سبز ما به لرزه می افتند.نیروهای سرکوبگرشان را در خیابان ها روانه می کنند دانشگاه ها را تعطیل میکنند،چرا که خوب میدانند " حق می آید و باطل رفتنی است."

هموطن دستهای سبز من و توست که میتواند این شوره زار اهریمن را از بین ببرد.

سکوت تا کی؟..
در ۲۲ خرداد سال صبر و استقامت ملی به دریای بی کران سبز ملت بپیوند.

آمده ام تا راهی و همراهی باشم برای رفتن به سوی ایرانی مستقل، آباد، آزاد، پیشرفته و سربلند. (میرحسین موسوی)

22 خرداد منتظر شما در سراسر ایران هستیم..



******* برنامه جنبش سبز شیراز .. 22 خرداد سبز *******

1- دقیقا راس ساعت 5:30 بعد از ظهر در چهار راه ملاصدرا سمت بانک سپه شروع به پیاده روی فشرده به سمت میدان نمازی می کنیم (دقت داشته باشید بسیار آرام حرکت کنید تا تجمع تشکیل شود)

2- از شیرازی های عزیزی که قصد دارند با اتومبیل به ما بپیوندند خواهشمندیم دقیقا راس ساعت 5:30 با زدن بوق ممتد مردم را دعوت به تجمع و اعتراض خود را نشان دهند.

3- احتمالا میدان نمازی مملو از نیروهای انتظامی و بسیج خواهد شد..هیچ بهانه ای به دست آنها ندهید..تا زمانی که جمعیت کم هست از شعار دادن بپرهیزید..در بین راه دیگران را دعوت به همراهی با ما بکنید.در صورتی که جمعیت به تشخیص خود شما مناسب برای اعتراض و تجمع بود از پیاده رو به خیابان بروید و با مسدود کردن خیابان شروع به شعار دادن و یا پیاده روی در خیابان بکنید.

4- دقت داشته باشید از کوچکترین تجمع و اعتراض و یا برخورد نیروهای انتظامی و بسیج فیلم و عکس تهیه کنید و آنها را به اینترنت ارسال کنید.

5- در صورتی که در روند اجرای برنامه اختلالی ایجاد شد مسیر جایگزین دقیقا راس ساعت 6:30 میدان دانشجو خواهد بود.


رسانه شمایید

23 May 2010

Do you remember? - Azadi Stadium 2 Khordad 1388

One year ago today: 12.000 gathered in Azadi Stadium on 2 Khordad 1388 (23 May 2009)

22 May 2010

Brutal attack on students protesting at Azad University, Tehran, today




Also see the report in RAHANA



Plain Clothes Forces Brutally Attack Students at Azad Univ Tehran 
حمله وحشیانه نیروهای لباس‌شخصی به تجمع دانشجویی در تهران مرکز

Complete report of brutal attacks by plain clothes agents on protesting students at Azad University Central.

Khordad 1st, 1389 (May 22nd, 2010)

Translated by Negar Irani on Facebook

Tahavol-e-Sabz: On the first day of Khordad (May 22nd), protests by Azad University Tehran Central students turned violent during altercations with Basiji and security forces.

A few hundred students of the Faculty of Engineering at Azad University Central gathered to protest the results of the coup elections, the continued arrests and the wide spread expulsion of students from the university.

As per Bamdad News, beginning early this morning there was a strong military atmosphere at Azad University Tehran Central and both intelligent and paramilitary forces had an extensive presence on campus. In addition, the entrance to the University and surrounding streets were heavily controlled by anti riot police who were preventing many students from entering the university. At the same time, in an effort to safeguard the premises, more than 50 known student activists were denied entry to the university grounds.

As the day progressed and classes came to an end, the crowd began to assemble, and chants including "Ya Hossein, Mir Hossein", "Death to Dictator", "We Support our brave students"and "All imprisoned students must be released" filled the air.

Students were attacked by Basiji and intelligence forces as they ended their protest with the famous song "Yareh Dabestanieh Man" (My Childhood School Mate) and a speech by one of their classmates.

As per reports received from the scene, it was at this time that security forces and intelligence officers from the Ministry of Intelligence inside the university premises began arresting a number of the students present.

It is worth mentioning that the afternoon classes at the Engineering Faculty at Tehran Central were canceled as a result of the conflicts and because so many students had been banned from entering the premises.

The exact number of students hurt and arrested is unclear as mobile phone access was cut off from one hour prior to the protests and at the time this report was published.

Currently, special security forces on motorcycles are circulating outside the Tehran Faculty of Engineering and it has been reported that in some cases they have attacked and beaten students.

This is not the first time that protests at the Engineering Faculty at Tehran University Azad have ended in violence, even though the head of the university Dr. Gozashti had promised to prevent such events from occurring again.

Students strongly believe that entry by plain clothes agents and interrogators from the Ministry of Intelligence would not be possible without cooperation by the head of the university. It is also their opinion that the heavy sentences, unprecedented student expulsions and the recent appointment of Dr. Eftekhari as the new head of the university is just another way to increase pressure on students and create a security filled atmosphere.

It is also worth mentioning that at the beginning of the school year the students at Azad University had already protested against the coup government. The third protest by the students at this university took place last year on Mehr 21st, 1388. It led to brutal attacks and the use of tear gas by Basiji and security forces in which many students were admitted to the hospital.

During the current academic year alone, more than 50 suspension and expulsion sentences have been issued to students at Azad University Tehran Central.






گزارش کامل از حمله وحشیانه نیروهای لباس‌شخصی به تجمع دانشجویی در تهران مرکز 
۱ خرداد ۱۳۸۹

تحول سبز: در اولین روز از خرداد ماه سال جاری دانشجویان دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز دست به تجمعی اعتراضی زدندکه از سوی عوامل امنیتی و نیروهای بسیجی به خشونت کشیده شد.

در پی فراخوان دانشجویان مبنی بر برگزاری تجمع در اعتراض به کودتای انتخاباتی صورت گرفته و نیز تداوم بازداشت دانشجویان، چند صد نفر از دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز دست به تجمع زدند.

اعتراض به احکام گسترده ممنوعیت از تحصیل برای دانشجویان این واحد از محورهای دیگر این تجمع ذکر شده بود.

به گزارش بامداد خبر، از ابتدای صبح امروز فضای دانشگاه آزاد تهران‌-مرکز به شدت امنیتی بود و نیروهای اطلاعاتی و شبه‌نظامی در داخل دانشگاه حضور چشمگیر داشتند. در بیرون از دانشگاه نیز گارد ضد شورش خیابان‌های اطراف دانشکده را به محاصره در آورده بودند و نیرو های امنیتی مانع ورود بسیاری از دانشجویان می شدند.

هم‌زمان حراست دانشگاه نیز از صبح امروز بیش از پنجاه نفر از دانشجویان شناخته‌شده را ممنوع‌الورود کرده بود.

با پایان یافتن کلاس های نوبت صبح و نزدیک شدن به زمان تجمع، رفته رفته هسته‌ی اولیه آن شکل گرفته و تجمع با سر دادن شعار «یا حسین، میرحسین» آغاز می شود و با افزایش تعداد دانشجویان، فریاد «مرگ بر دیکتاتور»، «دانشجوی با غیرت حمایت»، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد» و … فضای دانشگاه را پر می کند.

پس از آنکه دانشجویان با خواندن سرود یار دبستانی و سخنرانی یکی از دانشجویان به تجمع خود پایان دادند، مورد حمله‌ی نیروهای بسیجی و اطلاعاتی قرار گرفتند.

بر اساس این گزارش، نیروهای امنیتی و بسیجی به همراه بازجویان وزارت اطلاعات که شخصا در داخل دانشکده فنی حضور داشتند دست به بازداشت تعدادی از دانشجویان زده‌اند.

تا لحظه تنظیم خبر چهار تن از دانشجویان در حالی‌که به شدت خونریزی داشتند و توسط نیروهای بسیجی مصدوم و مضروب شده بودند در داخل دفتر انتظامات بازداشت هستند و از انتقال آنها به بیمارستان جلوگیری می شود.

این درحالی است که کلاس‌های بعدازظهر دانشکده فنی تهران مرکز در اثر شدت درگیری‌ها و ممانعت از ورود دانشجویان به دانشگاه تعطیل شده است.

از حدود یک ساعت پیش از آغار تجمع تا لحظه تنظیم خبر موبایل ها قطع می باشد و به همین دلیل از تعداد بازداشتی ها و زخمی‌های بیشتر آمار دقیقی در دسترس نیست.

هم‌اکنون نیروهای یگان ویژه موتور سوار بیرون از دانشکده فنی تهران مرکز در حال تردد هستند و در بعضی از موارد دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند.

این چندمین باری است که تجمعات اعتراضی دانشجویان دانشکده فنی تهران-مرکز به خشونت کشیده می‌شود و این در حالی است که دکتر گذشتی رئیس دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز پیش از این قول جلوگیری از تکرار چنین حوادثی را داده بود.

دانشجویان معتقدند ورود آزادانه لباس‌شخصی ها و بازجویان وزارت اطلاعات و ضرب و شتم دانشجویان بدون هماهنگی با رییس دانشگاه صورت نمی گیرد و صدور احکام سنگین و بی‌سابقه ممنوعیت از تحصیل و تبعید مکرر دانشجویان و گماردن دکتر افتخاری بر مسند ریاست دانشکده فنی را در راستای امنیتی‌تر کردن فضا می دانند.

گفتنی است دانشجویان دانشگاه آزاد پیش از این و در ابتدای سال تحصیلی هفت تجمع در اعتراض به دولت کودتا برگزار کرده بودند که تجمع سوم دانشجویان تهران مرکز در ۲۱ مهر ماه سال ۸۸ با ضرب و شتم دانشجویان و شلیک گاز اشک آور از سوی نیرو های امنیتی و بسیجی مواجه شد که منجر به بستری شدن تعدادی از دانشجویان در بیمارستان گردید.

در سال تحصیلی جاری نیز بیش از پنجاه ترم حکم تعلیق و تبعید از تحصیل برای دانشجویان واحد تهران مرکز صادر شده است.




12 May 2010

END THE EXECUTIONS !!

Zahra Rahnavard: Why executions?


Source: The Green Voice of Freedom

Zahra Rahnavard, wife of opposition leader Mir Hossein Mousavi, has expressed her outrage over the horrific executions of the five political prisoners last Sunday. The full translated text of her written piece published by Jaras website is as follows:

The provocative and violent executions carried out by the regime in recent days, especially the execution of five young individuals on Sunday 9 May under the pretext that they belonged to antirevolutionary groups raises different questions for the mind of any freedom seeking and critical person. Questions such as:

• Why execution? Why are the worst types of punishment applied against individuals and the nation?

• Were the judicial proceedings carried out in a just way? Do confessions obtained under torture have any legal worth?

• Were these actions, rulings and executions carried out by the judiciary independently or did they take place under pressure exerted by security forces?

• Were these hasty executions a way of taking vengeance on the people just before the first anniversary of the 12th of June?

• The Green Movement, with all its diversity and pluralism seeks the strengthening of central rule and national unity among all of Iran’s ethnic groups while respecting minority rights. Yet why is it that the current rulers move towards provoking an ancient ethnic group by oppression and execution of Kurdish minority and youth? And the key question is: are these actions in favour of national unity or in the favour of separatism with all its implications?

• Is execution and violence against God’s most benign subjects a cause for pride for the regime or a sign of weakness and desperation? This, despite our prophet description of women as a flowers.

• Despite all the regime’s claims of being an Islamic one, have these violent actions, interrogations, long-term imprisonments and the executions made Islam more appealing for women or have they indeed caused the cynicism of women and the youth towards Islam in a way that even fundamental practices such as praying and fasting are being questioned? This slaughter of women means that the regime has finally given in to the calls for it to eliminate discrimination; however this time it has done so by applying the same level of oppression to everyone, both men and women through imprisonment, torture, interrogations, subpoenas and execution. And at the same time, the regime prevents measures banning discriminatory and dominating laws in its relevant bodies and courts. Finally, as Zahra Rahnavard, a small member of this nation, I would like to send a message to all the mourning mothers and women whose sons and husbands have either been executed or murdered on the streets at the hands of mercenaries: Oh brave and courageous women! I am with you in this time of sadness and grief, and know that the bloods will culminate in victory and the reward for the heavy price of losing the youth will be freedom and democracy, but alas, for the regime oppresses the nation; a nation that has no sanctuary but God himself.

11 May 2010

Death Row Inmate Hadi Aravand Killed by Prison Guards in Sari

RAHANA – Sari Prison’s warden has claimed that Aravand’s death was the result of suicide, but the coroner ruled that the young man died after being suffocated to death.

Torture and bruise mark were visible on Aravand’s body, including a broken arm, wounds on his back and a 1cm deep slit around his neck ruling out any possibility of suicide. Cuts around Aravand’s wrists and ankles prove that he suffered an agonizing death, according to a family member who talked to a RAHANA reporter.

The relative added that Hadi Aravand was moved out of his cell at 5pm on April 30, and an hour later his wounded body was delivered to the Sari hospital.

The coroner has confirmed that, at the time of his death, Arvand’s arms were tied behind his back and his legs were tied together, ruling out the possibility that the death occurred as a result of suicide. The coroner’s report says that the young man died after he was suffocated with a plastic bag while his arms and his legs were tied.

According to the inmates, this is the 4th suspicious death in 7 months since Abedi was appointed as the prison’s new warden.

The 23-year-old Aravand was awaiting his execution which was scheduled to be carried out 3 months later. He was arrested on March 19 2008 after killing someone during a street fight. Aravand was buried in Soural near Sari on Sunday May 9.


Farsi text: RHANA


قتل یک زندانی توسط ماموران زندان ساری


رهانا: رییس زندان مدعی خودکشی وی با ملحفه است، اما پزشکی قانونی خفگی را علت مرگ می‌داند.

آثار و کبودی شکنجه در همه قسمت‌های بدن هادی اراوند دیده می‌شد؛ به طوری‌که یکی از دست‌ها شکسته بود و پشتش هم زخمی بود. دور گردن هم به عمق یک سانتیمتر بریده بود؛ که امکان خودکشی را از بین می‌برد. یکی از آشنایان وی با اعلام این مطالب به خبرنگار رهانا اضافه می‌کند که البته بریدگی مچ دست و پا بیانگر این است که چقدر در حال مرگ به وی فشار وارد شده است

وی در ادامه گفت: هادی روز جمعه ۱۰ اردیبهشت، حول و حوش ساعت ۵ از بندش به بیرون منتقل شد و ساعتی بعد جسد مجروح و زخمی‌اش در بیمارستان امام ساری بود.

طبق تائید پزشکی قانونی در هنگام مرگ پاها به صورت ضربدری و دست ها ازپشت بسته بودند و امکان هیچ گونه خودکشی وجود نداشت و در این حالت بست پلاستیکی را به گردنش انداختند و آن را کشیدند که باعث خفگی و در نهایت مرگ این زندانی شده است.

بنا به گفته زندانی‌ها از زمان ورود رئیس جدید زندان «عابدی» در ۷ ماه گذشته زندان ساری شاهد ۴ مورد مرگ مشکوک بوده است که نشان دهنده‌ی وضعیت بد زندان ساری است

هادی اراوند، ۲۳ ساله، از زندانی‌های محکوم به اعدام بوده است که سه ماه به اجرای حکم‌اش باقی مانده بود. وی در ۲۹ اسفند ۸۶ در نزاع خیابانی مرتکب قتل شده بود و روز یکشنبه هفته قبل در آرامگاه شهر سورک در چند کیلومتری ساری به خاک سپرده شد.
پایان پیام

9 May 2010

Five political prisoners executed in Tehran today



According to the reports from Iran five political prisoners were executed in Tehran’s Evin prison early this morning, Sunday 9 May.

According to the official Iranian news agency IRNA, four men and one women, all convicted of Moharebeh (waging war against God), were hanged at Evin prison today.

Four of those executed were the kurdish political prisoners Farzad Kamangar, Ali Heydarian, Farhad Vakili and Shirin Alamhooli, all convicted of membership in PJAK (the Iranian branch of PKK), while the fifth person was Mehdi Eslamian convicted of involvement in a bomb explosion in 2008 in Shiraz.

Mahmood Amiry-Moghaddam, the spokesperson of Iran Human Rights condemned today’s executions and said: "None of the five executed today had fair trials and they had been subjected to torture while in prison". He continued: "We ask the UN, EU and the international community to condemn these execution". He added: "Several other political prisoners are at imminent danger of execution and the world community should let that happen."

***********
According to one twitter activist neither their families nor their lawyers were notified about the executions. They first heard about it in the news.

***********

پنج زندانی سیاسی در زندان اوین اعدام شدند

حقوق بشر ایران، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹: بنا به گزارشهای رسیده از ایران زندانیان سیاسی فرزاد کمانگر، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، شیرین علم‌هولی و مهدی اسلامیان بامداد امروز در زندان اوین تهران به دار آویخته شدند. خبرگزاری رسمی حکومت ایران ایرنا به نقل ازدادسراي عمومي و انقلاب تهران نوشت که فرزاد کمانگر به اتهام محاربه و عضویت در گروه پ. ک. ک. ، علی حیدریان، فرهاد وکیلی و شیرین علم‌هولی به اتهام محاربه و عضویت در گروه پژاک و مهدی اسلامیان به اتهام شرکت در بمبگذاری حسینیه شیراز به اعدام محکوم شده بودند.

محمود امیری مقدم سخنگوی سازمان حقوق بشر ایران در این رابطه گفت: ما این جنایات را شدیدا محکوم میکنیم. همگی این افراد در دادگاههای نمایشی محاکمه شده بودند و در زندان تحت شکنجه قرار داشتند. وی افزود: ما از سازمان ملل، اتحادیه اروپا و جامعه بین المللی میخواهیم که اعدام های امروز را محکوم کنند. هم اکنون احتمال اعدام زندانیان سیاسی دیگری از جمله زینب جلالیان، رمضان احمد، فرهاد چالش، رستم ارکیا، فصیح یاسمنی، رشید آخ کندی و حسین خزری، در زندانهای حکومت ایران وجود دارد و جامعه بین المللی باید از این اعدامها جلوگیری کند.


8 May 2010

Six men were hanged this morning



Six men were hanged in the Ghazal Hesar prison of Karaj, west of Tehran early this morning Saturday 8, reported the state run Iranian news agency Fars.

According to the report the men were identified as
  • Arsalan Asadi son of Amanollah
  • Mohammad Ali Fakhri son of Mohammad Hossein
  • Abbas Garavand son of Yousefbeik
  • Rahman Biabani son of Vali
  • Parviz Taghizadeh son of Soleiman
  • Saeid Michaeili son of Rashid
They were all convicted of drug trafficking. Age of none of those executed today was mentioned in the report.

Iranian authorities have started a new wave of executions since the beginning of the Iranian new year.

Ghezel Hesar prison is rarely used for executions.

************


صبح امروز شنبه شش نفر در زندان قزل حصار اعدام شدند



حقوق بشر ایران ، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹: بنا به گزارشهای رسیده از ایران بامداد شنبه ۱۹ اردیبهشت شش نادر در زندان قزل حصار کرج به دار آویخته شدند.
خبر گزاری حکومتی فارس به نقل از روابط عمومي دادسراي تهران، در این رابطه نوشت:" محكومين ارسلان اسدي فرزند امان‌الله، محمد‌علي فخري فرزند محمد‌حسين، عباس گراوند فرزند يوسف‌بيك، رحمان بياباني فرزند ولي، پرويز تقي‌زاده فرزند سليمان و سعيد ميكائيلي فرزند رشيد نام داشتند. ارسلان اسدي و محمدعلي فخري به اتهام حمل ۱۵۶ كيلوگرم مرفين و ۱۱۰ كيلوگرم ترياك، عباس گراوند به جرم نگهداري ۳۸۶ گرم هروئين، رحمان بياباني به جرم حمل ۲۷۶ گرم كراك، اختفاي ۲۶۴ گرم هروئين و تلاش براي انتقال ۹۸ گرم هروئين به داخل زندان، پرويز نقي‌زاده به جرم نگهداري ۱۵۰ گرم كراك در قالب ۸۳۰ بسته، ۴۰ گرم ترياك، ۸۰ بسته قرص روانگردان و سعيد ميكائيلي به جرم نگهداري و فروش ۴۴۲۲ گرم كراك اعدام شدند".
سن هیچیک از افراد اعدام شده در این گزارش ذکر نشده است.
زندان قزل حصار بندرت برای اجرای احکام اعدام استفاده میشود.
حکومت ایران از اواسط فروردین ماه امسال موج جدیدی از اعدام را آغاز کرده است.

1 May 2010

Mousavi’s Message for International Workers’ Day and Iranian Teachers’ Day

Thanks to Khordaad88 for providing the videos of the speech with English subtitles. Khordaad also has full transcription of the English translation.
Thanks to Mousavi’s Facebook Page for translating the speech.
Transcription in farsi from Kalemeh - in full below the videos.

Part 1:


Part 2:


Farsi transcription from Kalemeh:

با سلام به همه کارگران و معلمان کشور
من روز معلم و روزکارگر را به شما عزیزان تبریک می گویم .در آستانه این دو روز بسیار مهم هستیم. فعالیت ها و جهت گیری های قشر کارگر و  معلم جزو مهمترین مولفه های اقتدار ملی ماست. آنها تولید کنندگان ثروت ،علم ، فضیلت و اخلاق در کشور هستند و بدون فعالیت آنها  نیل به ارزش های بنیادی در یک نظام  امکان پذیر نیست و بعد از به وجود آمدن دولت -ملت ها نقش این دو قشر اهمیت فراوانی در همه کشورها پیدا کرده و برای همین توجه به سرنوشت ، جهت گیری ، مشکلات و مسائل آنها بسیار مهم است و همه کشورها سعی می کنند به سرنوشت این دو قشر اهمیت ویژه ای دهند .
روز گارگر که در سراسر دنیا و کشور ما برگزار می شود نشانه توجه به نیروی کار و اهمیت آن است. از اول انقلاب هم رسم بر این بود که  به این روز اهمیت داده شود و همینطور روز معلم که اهمیت آن از روز کارگر کمتر نیست و بنده می خواهم دراین پیام مختصر خطاب به شما مسائلی  که برای  سرنوشت این دوقشر و برای همه مردم ما  مشترک  هست را عرض کنم.
حقیقت این است که ما در شرایطی به این دو روز مهم نزدیک می شویم که کشور دارای بحران و مشکلات افتصادی ، سیاسی و اجتماعی وسیعی است و تک تک این بحران ها در سرنوشت و گذران زندگی این دوقشر منعکس شده و اثرات زیادی دارد.

بازار داخلی کشور به بیگانگان واگذار شده است
ما وضعیت اقتصادی کشور را می بینیم. تورم، پایین آمدن نرخ سرمایه گذاری ها، فساد، رواج دروغ و سو مدیریت ، حقوق معوقه کارگران و بیکاری روزافزون آنها، تعطیلی روزافزون کارخانه ها یا با ظرفیت پایین کار کردن کارخانه ها در حالی که بازارهای ملی ما پر از کالاهای خارجی شده و در حقیقت ما تمام بازار داخلی خودمان را  در رابطه با کالا ، خدمات و سرمایه به بیگانه واگذار کردیم و همه می دانیم که این مساله تا چه اندازه در سرنوشت ملت ، استقلال و آزادی ما و همچنین در سرنوشت کارگران ما اثر می گذارد.

مسائل و مشکلات کارگران و معلمان با مسائل عمده کشور در ارتباط است
از سوی دیگر محدود کردن آزادی ها را داریم. بستن دهان ها ، بستن روزنامه ها و پر کردن زندانها و محدود کردن تشکل های صنفی و سیاسی را داریم که آن  هاهم در سرنوشت کارگران ومعلمان اثر می گذارد. به همین علت مهم است که امسال کارگران و معلمان پی ببرند ( گرچه می دانم می دانند) مسائل و مشکلاتی که در زندگی روزمره لمس و درک می کنند با مسائل عمده کشور در ارتباط است و این ارتباط مستقیم است.

خواسته های کارگران و معلمان خواسته های اساسی و بنیادی کشور است
خواسته یک کارگر و یک معلم اگر با زبان حال گفته شود و خواسته طبیعی این دوقشر باشد باید توجه کنیم که خواسته های بسیار اساسی و بنیادی برای کل کشور است. کارگر و معلم چه می خواهد؟آنها می خواهند کشور توسعه پیدا کند. توسعه کشور به نفع آنها است.عدم توسعه کشور دودش به چشم همه ملت می رود. از همه مهمتر به چشم کارگران چه در بخش صنعتی و چه خدماتی ، چه در سطح روستاها یا هر جای دیگر و همینطور به چشم معلمان هم می رود.

معلمان و کارگران دنبال عدالت هم در سطح معیشتی و هم در سطح توزیع منزلت هستند
آنها آزادی می خواهند چرا که آزادی باعث می شود تشکل های صنفی و سیاسی خود را تشکیل دهند و فعالیت سیاسی کنند . راهی برای گشایش امور خود و ملت پیدا کنند. آنها دنبال عدالت هستند. چه عدالت در سطح معیشتی و اقتصادی و چه در سطح توزیع منزلت های اجتماعی. باعث می شود آنها بهتر بتوانند خدمت کنند و یهتر می توانند ثروت ایجاد کنند و بهتر می توانند از اقتصاد کشور دفاع کنند و با فعالیت خود در صنعت و بازار و از استقلال کشور دفاع کنند و همچنین در توزیع منزلت آنها موقعیتی پیدا می کنند که از ایده های مترقی و پیشروانه در سطح کشور حمایت کنند.

منزلت معلمان از نظر سیاسی تنزل پیدا کرده اما از نظر ملت تنزل نیافته
اول انقلاب با این ایده شروع شد. یادمان باشد که در مجلس اول اکثر نمایندگان معلم بودند. شهید رجایی و شهید باهنر و شهید مطهری معلم بودند. شریعتی را معلم می دانستیم و معلم هم هست. معلمی به گونه ای بود که باعث می شد فرد مورد اعتماد ملت قرار گیرد. اضافه کنم که اگر این منزلت از نظر سیاسی تنزل پیدا کرده از نظر ملت تنزل پیدا نکرده است. وقتی ما به گروه های مرجع رجوع کنیم می بینیم که معلمان و کارگران هنوز در رده های بالای گروه های مرجع قرار می گیرند و هنوز مورد اعتماد ملت هستند ولی در کشور اتفاقی افتاده که این منزلت آنچنان که اول انقلاب بود نیست. این منزلتی که اول انقلاب بود اجازه می داد که معلمان فضای نورانی و عمیقی را در ملت ایجاد کرده و یک نسل سرافراز را تربیت کنند و خود و کارگران در جبهه ها فراوان بودند. برعکس هم اکنون می بینیم برخی از معلمان و کارگران در زندان هستند و در آستانه این دوروز خیلی تلخ است که بخواهیم در این مورد صحبت کنیم.

به نفع کارگران و معلمان است که سیاست های خارجی متعادلی داشته باشیم
طبیعی است که اگر دقت کنیم در مورد آزادی، عدالت، توسعه و یا پیشرفت کشور یا سایر زمینه ها می بینیم به طور مثال همین دو قشر به شدت مخالف فساد هستند. آنها می دانند که وقتی بحث درآمدهای عظیم نفتی می شود و صدها میلیارد که قرار بود سر سفره مردم آورده شود آورده نمی شود و در عوض خبرها یی مبنی بر فساد ، ناپختگی و نارسایی در امور اقتصادی کشور می شنوند و می دانند که این به ضرر آنها و منافع آنهاست و به ضرر منافع ملی و به ضرر امنیت ملی و آتیه کشور است. به طور طبیعی ، هم صورت آگاهانه و هم به صورت زبان حال به نفع معلمان و کارگران هست که سیاست های خارجی متعادلی داشته باشیم. آنقدر ماجراآفرینی نکنیم. اینقدر بی برنامه پیش نرویم. اینقدر با بالا و پایین رفتن منافع ملی خود را به خطر نیاندازیم.

اقدامات خلاف تدبیر اثرات خود را سر سفره مردم نشان می دهد
با اسلحه و نیروی نظامی امنیت کشور حفظ نمی شود
بلافاصله این اقدامات خلاف تدبیر، تاثیر خود را روی سفره مردم نشان می دهد. عظمت یک کشور در دلبستگی و دلگرمی مردم نسبت به آینده خودشان است. نگاه و امیدواری که نسبت به آینده دارند. صرفا با اسلحه و نیروی نظامی امنیت یک کشور را نمی شود حفظ کرد. ما در زمان دفاع مقدس نه ارتش داشتیم و نه سپاه. اینها به مرور به وجود آمدند. ارتش که در واقع اول انقلاب از بین رفت و دوباره سازمان داده شد. خود سپاه و بسیج هم بعدا شکل گرفت. آن چیزی که باعث مقاومت ما در آن جنگ هشت ساله شد که یک سانتیمتر از خاک کشور خود را تسلیم دشمن نکردیم یقینا به دلیل اسلحه های زیاد ما نبود. دشمن ما اسلحه بیشتری داشت و بیشتر هم کمک در اختیار داشت و تمام خدمات ابزاری دنیا در اختیارش بود ولی ملت ما از جمله این قشر کارگر و معلم توانست مقاومت کند. این به دلیل دلگرمی مردم نسبت به آتیه نظام بود. ولی وقتی این اعتماد خدشه دار شود و وقتی بحث فساد پیش بیاید که پیگیری هم نشود و در مجلس هم برده شود و هیچ خبری هم نشود و ناگهان بحث آن فروکش کند و همچنین از اینجا و اونجا این مسائل شایع بشود طبیعی است که این باور و این دلگرمی را نسبت به نظام از دست بدهیم.

مسائل کارگران و معلمان جدا از مسائل ملت نیست
شما عزیزان و شما کارگران ومعلمان بدانید که مسائل شما مسائل همه ملت ماست و جدا نیست. شما اگر در تشکیل شوراهای مستقل صنفی مشکل دارید و هر حرکتی که می کنید با محدودیت و دستگیری ها روبرو می شوید و در فعالیت خود دچار مشکل هستید . سر کلاس که می روید با خوف و رجا می روید چون نمی دانید که آیا می توانید حرف حق را بزنید  و در برابر دانشجویان و دانش آموزان از حق دفاع کنید. با سینه برآمده و سری افراشته از حق دفاع کنید و از سفیدی سفید و سیاهی سیاه شهادت دهید و کوتاه نیایید و وقتی در این زمینه دچار تزلزل و خوف می شوید طبیعی است که این مساله مساله ملی است و مساله همه ماست.
جنبش سبز راهی که در این زمینه در پیش می گیرد بر این اساس است و آن هم اینکه مسائل ما در گرو بسته ای از فعالیت ها است که مشکل حل شود. اینطوری نیست که مثلا یکبار این موضوع را با وعده و وعید حل کنیم و یک موقع با اقتصاد صدقه ای، بالا و پائین آوردن حقوق و یا مثلا موقع انتخابات که می شود فعالیتی کنیم و از این شاخه به اون شاخه بپریم. اینها  مشکلات معلمانف کارگران،  کارفرمایان و نه کارآفرینان مارا حل نمی کند.

راهی جز بازگشت به قانون اساسی نداریم
بنده اعتقاد دارم تنها راه، بازگشت به قانون اساسی است .برگشتی که برای تحقق بدون تنازل  قانون اسای راهی پیش پای ما نیست. این کم هزینه ترین راه است. راهی است که می توانیم مشکلات خودمان را در سطح ملی حل کنیم. مشکلات بازارهای مسلمانی خودمان را حل کنیم که اینقدر از اجناس بنجل خارجی پر نشود. می توانیم از صنعت ملی خودمان دفاع کنیم برای اینکه در مقابل هجوم بازاهارهای خارجی مدفون نشویم. می توانیم از حقوق کارگران دفاع کنیم تا روز به روز از کار بی کار نشوند و حقوق معوقه کارمندان روی هم تلمبار نشود. با برگشت به قانون اساسی می توان از فساد جلوگیری کرد و با احیا حقوق مردم می توان مشکلات را برطرف کرد. بدون انتخابات آزاد ،غیر گزینشی، رقابتی و بدون آزادی مطبوعات و زندانی ها و تشکل ها جلوی رویمان راه دیگری وجود ندارد و رفتن به سمت قانون اساسی به نفع همه ملت است.  به نفع همه کسانی که دل در گرو ملت خود دارند و عظمت ملت خود را می خواهند.

ما به مردم امضا دادیم قانون اساسی را  اجرا کنیم
حقوق مردم فراموش شده ترین قسمت قانون اساسی است
این میثاق ملی ما است و عهدی که مردم و حکومت با هم بستند و هر نوع برگشت از این میثاق یک نوع خیانت در اعتماد مردم است. ما از مردم امضا گرفتیم و امضا دادیم که این قانون را بدون اجتهاد  اجرا کنیم. اگر قسمت هایی از آن را ناکارآمد می دانیم باید آنرا اصلاح کنیم. قانون اساسی که وحی منزل نیست. ولی باید باز هم از راه قانون اساسی اقدام کنیم و حقوق مردم که فراموش شده ترین قسمت قانون اساسی است را باید رعایت کنیم که مشکلات یکی یکی حل شود و در آن موقعیت جایگاه معلمان و کارگران ما آنچنان که شایسته است در نظام حکومتی ما و جامعه ما انشالله احیا خواهد شد.
موفق باشید و این دوروز هم برشما و هم بر همه ملت ایران مبارک باشد.